X
تبلیغات
رایتل
 
صدای عشق
عاشقانه اس ام اس داستان خودمونی گوناگون
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1388 :: 01:41 ب.ظ

یه روز یه کشیشی خواست بچه اش و امتحان کنه ببینه پسرش در اینده چیکاره میشه واسه همین  یه شیشه مشروب  یه سکه  و یه کتاب مقدس و گذاشت روی میز  با خودش گفت اگه رفت سمت کتاب مقدس مثل خودم کشیش میشه این خیلی خوبه  اگه رفت سمت سکه میره دنبال کسب و کار اونم بد نیست ولی اگه بره سمت مشروب لات و بی سرو پا میشه 

خلاصه پسره از مدرسه برگشت و رفت سراغ میز اول در بطری مشروب باز کرد بعد سکه رو گذاشت تو جیبش بعد در حالی که مشروب میخورد کتاب و ورق میزد  

کشیش که این صحنه رو میدید گفت وای پسرم سیاستمدار میشه!!!!!!!

 
 
بالای صفحه